سپاس و حمد فراوان خدايي را سزد كه حقايق و معارف اسلام عزيز و گوهر گرانبهاي وجود اشرف مخلوقات يعني انسان در گستره هستي را در قالب فهم و درك آيات قراني متجلي ساخت و زيبايي عالم خلقت را بوسيله علم و دانش به بندگان خود نشان داد. درود بيپايان بر خاتم پيامبران و پايان بخش رسولان حضرت محمدمصطفي(ص) كه به امر رب جليل و به يمن آيه: «اقرا باسم ربك الذي خلق» مقام او تا عرش اعلي افزون يافت و با فراگيري علم خواندن و نوشتن، رسالت خطير خود را به اتمام رساند.
سلام و رحمت خدا بر دوازده ستاره فروزان آسمان ولايت به خصوص صادق آلمحمد(ص) و باقر العلوم كه صفحه متوسع جهان از نور علم و معرفتشان تا قيام قيامت روشن و منور است.
انسان در جهانبيني اسلامي موجودي است با جنبههاي مختلف و فوق تصور انديشههاي عادي. او شگفتانگيز و داراي زواياي پيچيده با داستانهاي طولاني و در عين حال ديدني و شنيدني است. اين موجود الهي از نظر قرآن ژرفترين، مرموزترين و پر رمز و رازترين پديدههاي عالم خلقت است كه تعريف جامع و كامل آن براي هر كسي مقدور نيست.
انسان زيباترين مخلوقات الهي است كه خداوند او را از تمام زمين و آسمان و فرشتگان برتر دانسته به طوري كه او قادر است با تدبير و تعقل، جهان را مسخر خويش سازد و فرشتگان را به خدمت خود گيرد و طبيعت وحشي را به تواضع و تسليم وادار نمايد.
انسان شريفترين مخلوقات پروردگار عالم است كه خداوند رحمن او را آفريد و رداي خليفه الهي خود را بر قد رعناي او پوشاند و او را مجاز ساخت تا به آسمانها و زمين خدا سفر كند و از منابع و معادن، ذخاير، درياها، جنگلها، انعام و گياهان و نباتات و كوهها در راه تعالي خود بهرهمند شود و ماه و خورشيد را مسخر خود سازد«سوره رعدآيه2». لكن اين امر زماني مقدور است كه انسان آيه مباركه «الذي علم بالقلم، علمالانسان ما لم يعلم»«سوره علق آيات(4-5)» را آويزه گوش خود سازد و نيز آيه روح بخش «يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه»«سوره جمعه آيه2» را زينت بخش جان خويش نمايد و الا تا مرحله «بل هم اضل» سقوط خواهد كرد.«سوره زاريات آيه56»
انسان اين خليفه خدا شخصي دارد و شخصيتي يا صورتي دارد و سيرتي كه صورت آن همانند ساير موجودات قابل درك و دريافت است. اما سيرت و شخصيت آن در گلواژه معطر علم و دانش متجلي ميگردد و قلم زيباي نقاش خلقت چهره منور آن را در صحيفه سبز علم به تصوير كشيده است و به همين خاطر خداي رحيم در قرآن كريم دانايان را بر نادانان برتري داده و در كلام گهربار معصومين(ع) معيار ارزش و برتري انسان در مقدار علم و آگاهي آنان قرار داده است.«سوره زمرآيه9»
به طوري كه رسول گرامي اسلام(ص) فرمود: دانشيار و مددكار ايمان است. «اصول كافي ج1 حديث3) و به همين منظور در فرهنگ اسلام، فراگيري علم از فضيلت و شرافت بالاي برخوردار است و دانشمندان و عالمان، داراي قرب و منزلت و برتري فوقالعادهاي ميباشند، در عظمت و جايگاه رفيع علم و كتاب و قلم همين بس كه خداي بزرگ در قرآن شريف به قداست قلم و آنچه مينگارد سوگند ياد ميكند. «سوره قلم آيه1»
لذا به همين خاطر بسيار زيبا و پسنديده است كه انسان براي دستيابي به اين مدارج الهي و دين فهم، عقل و هوش، فكر و چشم و گوش خود را بكار گيرد و با ذكاوت خود را از جهنم جهل برهاند تا در سايه معرفت از نعمتهاي الهي بهره گيرد. زيرا علم و سواد، تندترين مركب فضاپيمايي است كه انسان را به عاليترين قلههاي پيشرفت و مرتفعترين پلههاي ترقيميرساند تا در آنجا همهي خوبيها را مشاهده نمايند.
علمآموزي نزديكترين راه و مطمئنترين پلهاي است كه انسان را به خدا ميرساند زيرا بندگي و عبادت معبود، بدون معرفت و شناخت، هيچ ارزشي ندارد و بدون شك معرفت نيز مستلزم داشتن سواد و قدرت مطالعه و تفكر در شگفتيهاي خلقت عالم است.
انسان دانش و آگاهي را تنها در جهت سود مادي نميخواهد، بلكه در نهاد و درون انسان غريزه تحقيق و حقيقتجويي وجود دارد و نقش دانش و دانايي براي او مطلوب و طراوتآور و لذتبخش است. زيرا علم گذشته از اين كه وسيلهاي براي بهتر زيستن و خوب زندگيكردن است؛ اساساً براي انسان گوارا است.
بشر همواره از جهل گريزان و به سوي علم شتابان است، بنابراين علم و آگاهي يكي از مهمترين ابعاد معنوي وجود انسان است كه انسان بدون آن ناقص و هر گونه رشد و تعالي و تكامل براي او دست يافتني نيست. بنابراين سعادت و شقاوت، عزت و ذلت، صعود و سقوط، جهش و جمود انسان ارتباط مستقيم با علم جهتدار وي دارد.
يك نفر اگر بخواهد در اين جهان پهناور جايگاه خود را دريابد و در آينده خود و جامعه ايفاي نقش نمايد، اين امكان بدون سواد مقدور نيست.
در جهان كنوني كه به عنوان عصر ارتباطات و تكنولوژي مطرح است، جامعهاي كه نتواند اين فنون را به خدمت بگيرد حرفي براي گفتن نخواهد داشت، بنابراين وجود فرد بيسواد در جامعه بيمعناست. بگذريم از اين كه در دهههاي آتي بيسواد به فردي كه به علم رايانه و علوم ارتباطات مسلط نباشد اطلاق ميشود.
سلاح سواد مؤثرترين سلاحي است كه با آن ميتوان به جنگ دشمنان دين و دنيا رفت. بهرهگيري از علم و فرهنگ، بهداشت و درمان، استقلال و آزادي، سازندگي و توسعه بدون نعمت سواد غيرممكن است.
فقر و گرسنگي، ظلم و استبداد، تبعيض و بيعدالتي، سقوط مظلومين و سيطرهي مستكبرين، آوارگي فلسطين و نسلكشي بوسني، برادركشي افغانستان و خونريزي الجزاير و خلاصه فزونطلبي آمريكا و تجاوز اسرائيل و مشكلات جهان اسلام همه و همه ريشه در بستر سياه و بيحاصل دشت غفلت و بيسوادي دارد.
فراز و نشيبهاي ادوار گذشته و داستانهاي تلخ تاريخ بشريت، حاكي از آن است كه علماندوزي عاليترين راه رسيدن انسان به اهداف عاليه و پرورشدهنده روح و جسم و تضمينكنندهي نيازهاي دنيوي و اخروي است. دانشاندوزي تنها ابزاري است كه بندگان خدا را به كمال معنوي و نعمت خليفه الهي نايل ميكند و جامعهاي خوشبخت و شكوفاست كه افراد آن باسواد، دانشدوست و علمافروز و عالم و آگاه و دانا باشند.
نگاهي كوتاه به اقوام تاريخ نشان ميدهد كه عفريت جهل، انسان را از زيباترين لحظات وصال يار، گواراترين مواهب خدا، ديدنيترين جلوههاي طبيعت و شنيدنيترين داستانهاي تاريخ محروم ميكند.
بيسوادي كليد مصائب و حوادث خونين و دلخراش موجود در عالم است و مشكلات جانفرساي جهان و عقبماندگيهاي جوامع بشري و وجود غول استكبار جهاني ناشي از درد جانسوز غفلت و بيسوادي و عدم آگاهي انسانهاست.
فرد بيسواد نه تنها براي جامعه عنصر مفيدي نيست بلكه در اين عالم قادر به دستيابي به اهداف شخصي خود نيز نخواهد بود زيرا رابطه علم و دين رابطهاي ناگسستني است و اين دو لازم و ملزوم يكديگرند به طوري كه انسان جاهل قطعاً انساني كامل، عاقل، عامل و عادل نميتواند باشد لذا بيدليل نيست كه رسول گرامي(ص) دانش را واجبي عمومي و دانشجويان را دوستدار خدا ميداند. «اصول كافي، ج 1، ص 54»
يكي از اهداف شوم استكبار كه توسط پادشاهان به خصوص خاندان منحوس پهلوي به اجرا درآمد محروم كردن جامعه از خوان رنگين علم و دانش و گسترش پديده شوم و ناميمون بيسوادي در بين مردم بود تا بدين جهت سلطهي نامبارك خود را بر جان و مال ما حاكم كرده و سرمايههاي مادي و معنوي كشور به خصوص باورهاي ديني و اعتقادات اسلامي را منسوخ نمايند.
چرا كه استفاده از جهالت و بيسوادي ملتها كاريترين و نامرئيترين تيري است كه از كمان كشنده دشمنان به سوي آنان رها ميشود و خرمن استقلال و آزادي و سازندگي و خودكفايي ملتهاي ناآگاه را بر باد ميدهد.
عفريت جهل و بيسوادي بنيانكنترين بلايي است كه قادر است به تنهايي تمام هستي انسان و جامعه را به نيست تبديل كند.
بيسوادي گردبادي است كه با آرامش كامل همراه با كولهباري از بدي، فسق و فجور، مشكلات، شكست و سستي، بيهويتي و خوباختگي تمام استحكامات را با لبخندي جانسوز در هم شكسته و به جنگ انسان و اجتماع ميآيد كه چنانچه با آب علم و دانش با آن به مقابله نپردازيم سرزمين جان و طراوت روح خود و آيندگان را ميسوزاند. نهال سبز نهضت سوادآموزي كه همزاد با انقلاب اسلامي ايران از دشت باصفاي شهيدان كشور روئيد و برگ و بار آن كه اعتبارست از نور علم و معرفت، در كوتاهترين زمان ممكن به اقصي نقاط ميهن اسلامي پركشيد تا انوار درخشان دانش را جايگزين جهل و تاريكي كرده و بندگان خدا را از بهترين عطاياي الهي بهرهمند و آنان را از زندان بيسوادي نجات دهد.
آموزشياران نهضت سوادآموزي اين سفيران دانايي و سربازان جبهه نور و فضيلت، در كمال تواضع و بيتوقعي و به دور از پيرايه و خودنمايي عشق خدمت در دل، چتر كتاب بر سر و سلاح قلم در دست و با قلبي كه سفيدي و صافي كاغذ، شب و روز به دورترين نقاط شهر و روستا عزيمت كرده و با زمزم علم زنگار بيسوادي و غفلت را از قلب خاشع روستائيان شريف ميزدايند تا زمينه توسعه و سازندگي و عمران و آباداني كشور خويش را مهيا نمايند. كه هم اكنون نيز صدها نيروي متخصص با همت و تلاش اين عزيزان در راستاي توسعه كشور مشغول به خدمت ميباشند.
اينك خورشيد عالمتاب انقلاب جهاني اسلام در پرتو قرآن و با هدايت ولايت فقيه ميرود تا گسترهي جهان را با نور خويش منور نمايد.
حجت بر ايرانيان وطندوست متمدن و ميراثداران علم و دانش تمام شده و براي همه تكليف شرعي است كه جهت نجات كشور اسلامي و توسعه و تداوم سازندگي به بوستانهاي دانش و معرفت سفر نمايند و با توكل ايزد منان قلمها را به مسلسل تبديل كرده و به جنگ غول بيسوادي روند و سوادداران جهت تدريس و بيسوادان جهت تحصيل مهيا شوند و در كمال اخلاص در يك جهاد فرهنگي شركت نمايند. تا در سايهي تدبير و تفكر در آيندهي نه چندان دور قلمها بر مسلسلها سيطره يابند و ما نيز در جهاني آرام شاهد ايراني آباد و آزاد باشيم. انشاءا...